غزل تازه سرودم گذاشتم تا نظر بدهید
دگر سیاه تر از بخت های ما شاید
جهان غمی نتراشد برای ما ، شاید .
خدای ما که پر از مهربانی ولطف است .
دوباره کفش ببخشد به پای ما ، شاید
کمی ز سفره ما هم هوای نان خیزد
وبوی هل بتراود ز چای ما ، شاید
کسی به پشت در ما بهار بگذارد
چنار و سرو بود در سرای ما ، شاید
همیشه قصه ما عاقبت به خیر شود .
پر از بلا نشود ماجرای ما شاید
مغازه ها ز حضور سلام پر گردد
ومفت هدیه دهد دل برای ما شاید
چقدر خوب ! کسی حال وروز ما پرسد
و عاشقانه شود همصدای ما شاید . 
در
به به گفته مظفر خان زرگنده (احساساتی میشویم ) البته غزل حضرت سخا هم بی تاثیر نبوده در نوشت این شعر