سلام دوستان با طنزی در خدمت شما قرار دارم

                         آزمایش بیهوشی

برای اینکه از اندازه هوش و حواس تان با خبر شوید ، برای اینکه معلوم کنید چقدر از مسایل سیاسی کشور آگاه هستید ، برای اینکه بدانید در آینده در کدام رشته ای میتوانید در دانشگاه کامیاب شوید و برای اینکه بدانید چقدر از رمز و راز سیاست های روز کشور تان با اطلاع هستید . لطفا در این کانکور حضور بیابید . شما با جواب دادن به این سوالات کانکوری و امتیاز دادن به خود میتوانید آینده خود را پیش بینی کنید .

سوال اول .

در صورتی که رییس جمهور کرزی نخواهد در انتخابات آینده خود را کاندید کند چی وقایع صورت خواهد گرفت .

الف : قیمت کلاه پوست و چپن پایین میرود .

ب : برادرش خود را کاندید میکند .

ج  : ملا عمر خود را کاندید میکند

د   : اصلا کرزی به هیچ وجه ایلا دادنی ریاست جمهوری نیست .

سوال دوم .

در صورتی که طالبان دوباره قدرت را در افغانستان به دست بگیرند .چی وضعیتی در افغانستان رخ خواهد داد .

الف  : قبرستان ها گسترش خواهد یافت

ب    : لنگی پاکستانی گران خواهد شد .

ج    :  حقوق بشر کیلوی نیم افغانی خواهد گردید

و    :  طالبان دریشی و نیکتایی خواهند زد .

سوال سوم .

در صورتی که امریکا عملیات خود را در خاک پاکستان ادامه دهد . چی پیامد های خواهد داشت .

الف : پاکستان در افغانستان عملیات انجام میدهد .

ب  :  کرزی به گیلانی میگوید " خوردی " 

ج   :  طالبان افغانی به کمک طالبان پاکستانی میروند

د    : من از خواب بیدار میشوم

سوال چهارم

در صورتی که وزیر خارجه از سمتش استعفا کند چی رخ خواهد داد .

الف  : بعد از ان مردم از سیاست خارجی کشور سر در خواهند اورد

ب    : پاکستان جشن میگیرد

ج     : هراتی ها سوگواری میکنند .

د      : دانشگاه آخن به استادش میرسد

سوال پنجم .

در صورتی که وزیر اطلاعات و کلتور از سمتش برکنار شود . چی وقایع رخ خواهد داد .

الف   : روز آزادی بیان تجلیل  خواهد شد

ب    : رسانه سوژه ای برای طنز را از دست خواهند داد .

ج     : ویسا منحل خواهد شد .

د      : کی میتواند وزیر اطلاعات و کلتور را برکنار کند .

سوال ششم .

در صورتی که شما رییس جمهور شوید چیکار میکنید .

الف  : با طالبان توافق صلح میبندید

ب  : رفیقان و اقوام تان را در پست های مهم میگمارید .

ج   : برای بهتر عملی شدن کار ها پارلمان را منحل میکنید

د    : از ترس خراب کردن وضعیت کشور زود استعفا میدهید .

سوال هفتم .

در صورتی که همین لحظه معاش تان را که عبارت از 3500 افغانی است گرفته اید و خانم تان زنگ میزند و میگوید امشب تمام اعضای خانواده خود را مهمان کرده و شما باید یک مقدار گوشت و میوه و چند بوتل نوشابه بخرید و در پهلوی ان شما باید پول کرایه خانه ، پول برق ، پول آب  و غیره را نیز از همین معاش بپردازید و چون شما در بخشی کار میکنید که  از قضای روزگار رشوت مشوت هم در کار نیست ،  شما چی واکنش نشان میدهید .

الف   : به ریش نداشته خانم تان میخندید

ب     : از ترس میگویید چشم و با دل نالان شروع به تهیه فرمایشات خانم محترمه میکنید .

ج      : هرچه بد و بیراه بلدید در دلتان به دولت و این معاشش میدهید

د       : سریعا مقداری ریسمان میخرید و یک درخت را در نظر میگیرید و کاری را که من نمیخواهم در اینجا انرا بیان کنم انجام میدهید .

سوال هشتم .

در نظر بگیرید امروز شما به یک اداره میروید تا کاری را که دارید انجام دهید . در ظرف ده دقیقه کار تان بیدون آنکه از شما رشوت بگیرند اجرا میشود . بعد میروید به سوی دفتر .

 رییس تان به شما خبر میدهد که به دلیل لیاقت تان در اجرای امور یک ماه معاش بخششی ، یک سفر به خارج و یک پست بالا تر برای شما در نظر گرفته شده .وقتی از دفتر بیرون میشوید و در جیب تان 500 افغانی دارید و به بازار میروید بیشتر احتیاجات تان را میخرید و 100 افغانی هم به شما باقی میماند .  و چون به خانه میرسید همسرتان با کمال خوش رویی در حالی که بهترین لباسش را پوشیده و از خانواده اش هم کسی در خانه تان  نیست و با مهربانی برای شما چای دم میکند و ساعت شش عصر برق می آید و شما برای اولین بار در شب چشم تان به جمال برق روشن میشود و شب هم در تلویزیون پارلمان برای اولین بار موفق میشود یک قانون را در حالی که همه ای اعضایش در مجلس شرکت دارند به تصویب  برساند .

شما در مقابل این همه مسایل چی واکنش نشان میدهید .

الف  : چشمان تان را خوب میمالید که معلوم شود آیا خواب هستید یا بیدار

ب    : به معجزه اعتقاد پیدا میکنید .

ج     : خیال میکنید مرده اید و در حال حاضر در بهشت قرار دارید .

د      : چون برای تان این وضعیت غیر مترقبه باور کردنی نیست روی اعصاب تان ناگهان تاثیر منفی میگذارد و شما در جا دیوانه میشوید .

خوب عزیزانی که در این کانکور شرکت کردید .

در صورت که شما جوابات الف را انتخاب کرده باشید ، معلوم میشود که شما یک آدم مالیخولیایی هستید همان بهتر که بیشتر خواب باشید تا بیدار .

در صورتی که جوابات ب را انتخاب کرده باشید معلوم میشود هنوز توقع دارید از این دولت کاری خیر نصیب مردم گردد . لطفا اینقدر بی اندازه متوقع نباشید .

در صورتی که شما جواب ج را انتخاب کرده باشید معلوم میشود ، گرسنگی و مفلسی و دربدری شما را دچار خلل دماغ کرده است و بهتر است دعا کنید که خداوند خودش شما را شفا دهد .

و در صورتی که شما جواب د  را انتخاب کرده باشید ، معلوم میشود که شما در آینده یک چیزی میشوید . البته بطور دقیق نمیشود گفت ولی  در حد یک جوالی یا یک موچی و یا در اوج ان یک راننده تکسی که البته تکسی هم از خود تان نیست .

 

 

 

 

 

سلام دوستان با یک غزلی نو بروز کردم

 

آيدا دوباره خواب من آشفته میشود

وقتی که قصه های دلم مفته میشود

آیدا صدات میکنم و نیست پاسخی

خاموشی ات جواب به من گفته میشود ؟

آید بهار آمده است چشم باز کن

بیدار شو که مرگ فرو خفته میشود

زنگار دارد این دل من صیقلی بده

ورنه تمام خاطره هام رفته میشود

آیدا تو نیستی و جهان چرخ میزند

کم کم تمام گوشت تنم کفته میشود 

آیدا دچار شعر شدم سوژه اش تویی

حالا بگو که شعر به این گفته میشود ؟

این هم طنزیست در مورد یکی از یاران صدیق در سلطنت جابلقا البته جابلقا را همه دانند کجاست

 

                                            حدیث آن فرود و این فراز

و اما راویان اخبار و ناقلان آثار و محدثان شیرین شکر گفتار و بلبلان عرصه معانی و سخن چینان جلوه سخندانی چنین روایت کنند ، در زمان های قدیم زیر آسمان کبود آن گاه  که هنوز السلطان المعظم المحتشم والمکرم المفخم

حامدنا کرزی بر اریکه سلطنت آبایی  در ملک خویش جلوس نفرموده بود . در آن دوران در بلاد فرنگستان  کاروانسرای بودی که در آن عصر آن را رستورانتیه و هوتلیه گفتندی و در آن جا مر خلایق را  هرچه لایق نان دادندی و آب نوشاندندی .

اندرین رستورانتیه مردی کار کردی بر سمت گارسونیه که در گذشته های نزدیک ، " شاگرد سماوراچی "  و  "اوبچه "  و چیز های دیگر صداش کردندی در زفان فارسیه ، و در فرنگی گفتندی " گارسون "  و این مرد نیز براین سیاق کار کردی وخلایق را بر میز های شان نان رساندی و آب چشاندی .

این رستورانت را صاحبی بودی که هم قدم با کار هوتل داری به کار سیاستمداری نیز دست داشتی و و هوای سلطنت بر سر کاشتی و خود  و برادر این مرد  هر زمان در خواب هایشان  کرسی سلطنت دیدی و قبای پادشاهی به بر کشیدی .

قضا را خواب برادر این صاحب هوتل حقیقت شدی و او بر مملکت جابلقا سلطان گردیدی  و بدان سان که از آسمان گویی افتاده باشد این نعمت مفت و او را انتخاب کرده باشد .

القصه چون این مرد را قبای شاهی بر تن گردید و کرسی پادشاهی از نزدیک بدید ،  پس به فراست دریافت که باید در اطراف و اکنافش از نزدیکان و خویشان و معتمدان خویش برگزیند تا سلطنت مر او را پایدار ماند و پایه شاهی اش استوار گردد و کس را اندیشه خیانت در سر نیفتد . پس همان بود که به بسیج دوستان و رفیقان و قومان و خویشان و نزدیکان و دوستان برادر و کاکا و همسایه و هرکه را که شناختی ، بنواختی و  دعوت کردی تا در این سلطنت با او  هم پیمان گردندو روزگار به  نعمت و فراغت گذرانند و حتی از دوکانداری که زمانی برایش مواد به نسیه دادی و کیسه مالی که او را در گرمابه کیسه کردی و بوت پاکی که گاهی کفش هایش را رنگیدن گرفتی و حمالی که بارش را به خانه اوردی و حتی رفیق شفیق  دوران خردکی  که او را نگذاشتی تا از دیگر پسران کوچه لت نوش جان کند نیز دعوت به عمل آوردی که  از این خوان نعمت خداوندی به کفایت برخورند .

چنین بودی که خدا به آن مرد گارسون نیز بداد و از آنجایی که وی در زمان گارسونیت اش کار بر وفق مراد برادر سلطان کردی وزمانی که گاهی سلطان قبل از سلطنت به این هوتل فراز آمدی محبت بیشتر کردی و ماهیچه در زیر پلو بیشتر نهادی . پس سلطان را که هوای جمع کردن معتمدان در سر بود از این گارسون جان یاد آمدی و پیام دادی که " هان چی نشسته ای و غم خوراندن دو وعده نان  به فرزندان داری و ما در این جا در کمال دبدبه و کوکبه نشسته ایم و از خوان نعمت که از رعایای ما فراهم میگردد همی خوریم و کیف همی کنیم و چون ترا در گذشته بر ما احترام عظیم بودی و گاه ماهیچه بیشتر ما را خوراندی و ما نیز بر شما اعتماد داریم خواهیم که هوتل را به حال خود گذاری و هوای گارسونیت از سر بداری  و نزد ما آیی تا ترا منصبی مناصب دهیم تا در باقی عمر در سایه دولت ما به راحتی بیاسایی و از رنج کار های کمر شکن نظیر شستن پشقاب و تمیز کردن میز ها رهایی یابی  .

گارسون مرد نیز که اینچنین لطف و مرحمت و منصب والا شان را در خواب نمیدید دوپا را چهار پا کرد و با شتاب خود را بر دروازه بارگاه سلطان رسانید و تشریف حضور خواست و بعد از این که از هفت خوان محافظین و سگان شان در گذشت به بارگاه سلطان رسید و بعد از اظهار بندگی و خدمت گذاری از سوی سلطان مسندی رفیع در خود ارگ شاهی یافت و چنان گویند که کارش چنان بالا گرفت که در عزل و نصب ماموران در بارگاه شاهی که همان ارگ باشد دست بالا پیش کردی و فضولی هم فرمودی .

او که روزگار بسیار به کار گارسونی گذراندی و با آن انس و خوی بیشتر داشتی هرچه گارسون و شاگرد سماوارچی دیدی بر کار های کلان گماردی و همچنان گویند هنوز نیز در خفا که کس در اطراف  نباشد ظروف سلطان را با دستان خود شوید و حتی گاهی مر سلطان را با دستان خود اسپاگتی با سس ایتالیایی خوراند و پیتزا تکزاسی نیز مر سلطان را پزد .

ما نیز دعا گویم مر این گارسون دیروز و نقیب و مصاحب سلطان امروز را و از خدا خواهیم تا ما را نیز در رستورانت برادر شاه به درجه رفیع گارسونیت مفتخر گرداناد .