یک غزل جدید در این روز ها گفتم و گذاشتم تا نظر شما چی باشد
کم کم شبیه خاطره ها دور میشوی
از امتداد جاده ء ما دور میشوی
حتی صداي فاصله ها را شنیده ام
فریاد میزنم که بیا ! دور میشوی
روی تمام رابطه ها ایکس میکشی
آخر نگفته ای که کجا دور میشوی ؟
پیش از سلام بوی وداع ميدهي چرا
اینگونه میکشی تو مرا ، دور میشوی
من خواب دیده ام که کسی میبرد ترا
چون نقش های خستهء پا دور میشوی
آخر تمام خاطره کابوس میشود
آخر تمام عمر چرا دور میشوی 
+ نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 14:14 توسط آژند
|