قانون احوال شخصیه در افغانستان تبدیل به یک غوغا شده و این طنز هم نتیجه غوغا بازی محسنی صاحب است
آن دارنده مدرک معتبر آیت اللهی ، آن صاحب علم نامتناهی ، آن مبلغ اوامر و نواهی ، قابض منصب کدخدایی در این دنیای بی سرو پایی ، داننده ای رموز آبتنی الشیخنا مولانا آصف محسنی از اکابر و نوادر دوران بود ، صاحب تالیفات فراوان بود و عقل کل این سامان بود . گویند چون اجنبیان زرد موی و چشم سبز از بلاد شورویه بر بلاد افغانستان ایلغار کردند شیخ ما بر آن شد که دفع این بلا از این ولا کند همان بود که مریدان و سینه چاکان بسیار پیرامون گرد کرد و نواخت کوس و کرنای نبرد را و اندر چهارده سال بسی دشمن را به خاک مذلت و نهان گاه عزلت نشاند و آنان را به نفس متبرکش از مملکت بیرون کشاند ، هرچند سایعان و دروغزنان گویند کاری سزاوار همچنان در آن دوران نکرد ولی ما گویم ، الکاذب السقوطا فی حضیض جهنم و هرگزا بیرون شدن نتوان که مکان المطلوبا برای دروغگویان . شیخ ما مستداما ارشادا فی خلایق، را در این اواخر در سر افتاد که احوالات شخصیه مر مریدان و غیر مریدان را فراهم آورد تا ایشان راه را از چاه تمیز توانند و اندر مسیر غلط نیافتند که بسی مکافات در پی خواهد داشت پس سر اندر گریبان فکرت و معدلت ببرد و از آن چنان قانونی بیرون آورد که استخوان هفت پشت زنان که ما آنان را ضعیفه و عاجزه و سیاه سر و مادر اولادا و زوجه و صد بد و بیراه دیگر نام نهاده ایم سوختن گرفت و تا شیخ مستمرا نافذا قانونا اینچنینی باقی و زنده است زنان مر او را دعا های خیر کنند که اندر نبشته ها نگنجد .
گویند چون شیخ ما این قانون بیرون داد فغان واحسرتا از مرد زن برخواست چنان که طاق های عظیم حقوق بشریه اندر سازمان ملل متحدیه در شهر نیویارکیه فرو ریخت که گویی یازدهم سپتامبر بار دیگر تکرار شد .
چنان که گویند ناتویان که کار شان جنگ باشد و اسلحه و نبرد و صلح بازی و بازی های دیگر در مقابلت با این قانون انگشت تحیر به دندان گزیدند و بر خویشتن پیچیدند که چنان مرد بزرگ چیگونه توانست قانون را که برای هزاران سال پیش ساخته شده دوباره اندر این عصر زنده کند و زنان را ترسنده کند .
روایت است که چون یاپ دهوپ شیفر دبیر کل ناتویان این قانون بدید در جا غش کرد و با پنجاه مثقال گلاب درجه یک نتوانستند بهوشش بیاورند و چون بهوش آمد فرمود یا ایهاالخلایق بدانید و آگه باشید که این کشور را سربازان و جنگجویان جدید ضرورت نباشد که هرچه ما دموکراسی رشته کنیم اینان با یک قانون آنهمه رشته را در جا پنبه کنند .
نقل است از مولانا ابوالخبر چین که چون شیخ ما را خبر رسید که کسانی اندر بلاد دور و نزدیک و حتی در خود بلاد افغانستانیه بر این قانون اعتراض بنمودند بخندید و گفت این بیچارگان را چقدر دانندگی باشد که قانون ما را زیر سوال ببرند ، ما صد ها مثل اینان را سالها تنها رموز پختن شوربا بیدون داشتن گوشت وکچالو بیاموزیم و حالا اینان آمده تا بر قانون ما فی بگیرند ، اینان که هیچند اگر محکمه بزرگ و محکمه کوچک شان هم جمع شوند نتوانند یک تار مو از سر این قانون عزیز و دوست داشتنی ما کم کنند ورنه ما آن کنیم که در ده بالا کردیم هرچند شیخ ما محسنی نفرمود که در ده بالا چه هنری از خود به خرج داده است . پس آنگه در ثانیه فرمان داد و دستور فرمود که الهر جماعتا که اعتراضات شدیدیه داشته باشند فی قانونا احوالات شخصیا پس باید زبان شانرا برید که دیگر نتوانند بر قوانین ما صدا بیرون دهند . القصه گویند اندر این قانون نبشته است که هر وقت مرد که خدا او را تنها برای امر و نهی و کوفتن زن آفریده است میل به انجام فعل و انفعالات جنسیه کند زن را الزام است که چون بوجی کاه اطاعت محض کند و صدا بیرون ندهد که احتمالا کفر احسان مرد بجا آورده است ولو که زن را هیچ میلی به این کار ها نباشد و چون مرد زن را اذن بیرون رفتن ندهد ، جرات هفت پدر زن نباشد که قدم از چارچوب خانه بیرون دهد ورنه همانا که سوته باشد و کمربند باشد و بدن نحیف زن بیچاره .
شیخ ما چون علامه دهر و عاقله اظهر است این قانون را برای همه انانیکه پیرو تشیع اند واجب و لازمی دانسته و فرموده است در صورتی که کسی از این قانون سر بپیچد به نفس متبرکم او را خواهم سوزاند تا دیگران را عبرتی باشد در خور . گویند الشیخنا مولانا اوباما که در حال از اکابر حکومت امریکاییه و صاحب مریدان بسیار اندر تمام اقلیمات باشد اندر باب شهکار شیخ ما دامته برکاته فی تمام گیتی فرمود که این بسی نفرت انگیز باشد ، ظریفان و سایعان این را به ایهام گرفتند و همچنان گویند بانوی زرین مو الخاتون الذکی هیلاری کلینتون که زوجه مولانا بیل کلینتون سلطان وقت بلاد امریکاییه باشد و فی الحال هم بر منصب رفیع وزرات خارجیه امریکاییه جلوس فرموده اند ، از طریق کبوتر نامه عصر جدید که تیلیفونش خوانند سلطان المعظم مولانا کرزی را پیام داده است که این قانون را بسی خشونت ها و تجاوزات باشد مر زنان افغانستانیه را و حقوق بشریه را نقض کنندی ، شیخ ما فی الفور جواب دادی که اینان بروند حقوق بشر خود را که بسی نقض ها در ان باشد اصلاح کنند ، گویند چون شیخ ما این سخن بگفت ده هزار مرید در جا غش کردند که تا حال کسی به این مهابت سخن نرانده بود و جهانیان را با حربه خود شان نترسانده بود .
گویند خاتون کلینتون نیز از مهابت این جواب چنان در مانده شد که زبانش یارای گفتار از دست بداد .
شیخ ما را کرامات بسیار باشد ، از آنجمله استفتاات زیادی که جمله از کرمات شیخ ما باشد در انترنتیه و در وبسایت ایشان موجود باشد و در نسخ همچنان محفوظ است ، از جمله کرمات شیخ یکی اینست که صد سوال را در استفتاات خویش یک جواب دهد در حالیکه سوالات متفاوت باشد ولی جواب وی یکی باشد وآن اینکه ( بروید از مرجع تقلید خودتان بپرسید )
بدین ترتیب در حال حاضر اسم مبارک شیخ ما دامته برکاته فی تحریرا قوانین سخت گیرانه هر لحظه بر زفان ها جاری و ساری باشد علی الخصوص زنان را که نام ایشان را بسی به تبرک بر زفان رانند .
خداوند شیخ ما را از همه ای بلایات و اجنات نگهدارد تا باشد مر خلایق را قوانین خیلی بهتر از این نافذ گرداند .