سلام عزیزان غزل جدیدم و انتظار نظر شما
تو مثل یک غزل شده ای مثل یک کتاب
در هردو حال میکشی ام سوی آفتاب
گاهی برنگ آبی یک خانه میشوی
گاهی به مثل دشت پر از شک پر از سراب
گاهی به مثل جنبش روشنگری عصر
یک روز روی صحنه و یک روز اعتصاب
تو مثل لحظه های رسیدن به مقصدی
حتی بمثل شور و شعاری در انقلاب
تو مثل یک حقیقتی هرچند خیلی تلخ
گاهی به مثل موتری اما _ کمی خراب
تو مثل مرگ عرصه تکرار نیستی
چون پرسشی که هیچ ندارد کسی جواب
تو مثل خاکبازی دوران کودکی
تو مثل عشق بازی یک روز بی حساب