اينجا كسي از تو نمي گويد

خانه بدوش ها رسيده اند

 

   هفت ستاره دور سر ما ميچرخد

                 و تاك تاك ساعت مغز مارا انفجار انتحاري خواهد داد

اينجا هيچكس از تو نميگويد

خالد گويي بلد نيست گفتمان ايجاد كند

لب هايش كشال

چشمهايش كشال

رويش كشال كشال

من ميدانم دردش چيست

چون هيچكس از تو نميگويد

*‌‌‌‌‌‌         *             *

تمام پيشروي ما خراب است

ديوار هاي كه از باد شمال ميترسد مارا احاطه نموده

من گلويم را حس ميكنم

 كه دستهاي را ميفشارد

هنوز شاه رگم را نزدي

  هيچ ترسي مرا نكشته 

باد هاي شمال بلندم ميكند

  

مسعود مرد از دندان درد

تمام شقيقه هايش ارغواني شده

شرم از گريه ميخنداندش

و هي خط كوفي كار ميكند

من به او حسودي ام نميشود

   *       *         *

هنوز هيچكس از تو نميگويد

فقط شب است و رقص وبير و ناشناس و اولمير

 من هراتي نخواندم

 مسخره بابيت است

*      *       *

اگر كسي ازتو نگويد

من تمام جاده هاي قدغن را

 با عكس تو كانديد خواهم كرد 

اگر كسي از تو نپرسد

من حتي يك عروسك

 سوغات نمي خرم

اگر كسي

گمانم كسي از تو گفت

هي نقيب تو نبودي

              

                      آژند