غزلی امروز گفتم حتی اصلاح هم نکردم بعد از هشت ماه غزل گفتن انهم بی کیفیت چی کیفی داره
تا کم کمک دچار کسی مثل من شوی
باید تمام عمر به من پیرهن شوی
میخواهمت که باز خدایی کنی به من
یعنی که دشت های دلم را چمن شوی
تاجک شوی و شعر بگویی برای من
پشتون شوی و باز برایم اتن شوی
باید کتاب کهنه ای تاریخ تو شوم
تا تو صدای تازه هر انجمن شوی
این غربتی بی کس و بی کوی خسته را
روزی شود که باز بیایی وطن شوی
ای سیب شاخه های که دستم نمی رسد
کی میشود که پخته شوی ، مال من شوی

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر ۱۳۸۷ ساعت 19:53 توسط آژند
|