غزلی از روی درد مندی
آهسته از هوای دلت میکشی مرا
حتی از انتهای دلت میکشی مرا
تا قصه های تازه ای را آشنا شوی
از لیست ماجرای دلت میکشی مرا
شاید دگر نه نام مرا یاد میکنی
شاید که از صدای دلت میکشی مرا
کاروانسرا شده دل بی درب وپیکرت
حالا به اقتضای دلت میکشی مرا
شاید دلت هنوز تمنای من کند
شاید که تو بجای دلت میکشی مرا
تا یاد وخاطرات مرا پاک بستری
یکباره از هوای دلت میکشی مرا
دیگر امیدی نیست که برگشتنی بود
وقتی که از سرای دلت میکشی مرا
آژند
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آبان ۱۳۸۴ ساعت 23:36 توسط آژند
|